اسم، جمهورى اسلامى باشد، ظاهر اسلامى باشد، صورت، صورت اسلامى باشد، اما سیرت
و رفتار و عملکرد و برنامهها، برنامههاى غیر اسلامى؛ همان مسئلهى صورت و سیرت انقلاب
که سال گذشته براى دانشجویان عزیز در یک جائى این را مطرح کردم
20/6/1388حرکت جامعه و نظام دو جور است: حرکت مثبت، حرکت منفى؛
حرکت به سمت عروج و اوج، حرکت به سمت نزول و سقوط. 20/6/1388
حرکت
به سمت اوج این است که جامعه به عدالتخواهى نزدیک شود؛ به دین، رفتار دینى و اخلاق
دینى نزدیک شود؛ در فضاى آزادى رشد پیدا کند؛ رشد عملى، رشد علمى و رشد صنعتى پیدا
کند؛ در بین جامعه، تواصى به حق و تواصى به صبر وجود داشته باشد؛ جامعه روزبهروز در
مقابل دشمنان خدا، دشمنان دین، دشمنان استقلال کشور، احساس اقتدار بیشترى بکند، ایستادگى
مقتدرانهى بیشترى بکند؛ روزبهروز در مقابل جبههى ظلم و فساد بینالمللى ایستادگى
خودش را بیشتر کند؛ اینها رشد است، اینها نشانهى حرکت مثبت جامعه است؛ دنیا و آخرت
یک جامعه را اینها آباد خواهد کرد. ما باید دنبال یک چنین حرکت مثبتى باشیم.
20/6/1388
اما نقطهى مقابل اینها، یک حرکت به سمت تنزل هم وجود
دارد: به جاى حرکت به سمت عدالت، حرکت به سمت شکافهاى عظیم اقتصادى و اجتماعى با توجیههاى
گوناگون؛ به جاى استفادهى از آزادى براى رشد علمى و رشد عملى و رشد اخلاقى، لاابالیگرى
و استفادهى از آزادى در جهت فساد و فحشا و اشاعهى گناه و اشاعهى خلاف؛ به جاى ایستادگى
در مقابل مستکبران، متجاوزان و غارتگران بینالمللى، به جاى اقتدار نشان دادن در مقابل
اینها، در مقابل آنها منفعل شدن، احساس ضعف کردن، عقبنشینى کردن؛ آنجائى که باید به
آنها اخم کرد، به آنها لبخند زدن؛ آنجائى که باید بر سر حقوق خود ایستاد، از حقوق صرف
نظر کردن - حالا حق هستهاى و غیر هستهاى - اینها نشانههاى انحطاط است.
20/6/1388
جمهورى اسلامى آن وقتى واقعاً جمهورى اسلامى است که با همان مبانى مستحکم امام،
همان چیزهائى که در دوران حیات مبارک امام مطرح بود، شعار بود، بجد دنبال میشد، با
همان شعارها پیش برود. 20/6/1388
هر جا ما با آن شعارها ) مبانى مستحکم امام (پیش رفتیم - من
با بصیرت عرض میکنم، بنده اوضاع این سى سال را از نزدیک آزمایش کردم - پیشرفت با ما
بوده است، پیروزى با ما بوده است، عزت با ما بوده است، منفعت دنیائى هم با ما بوده
است؛ هر جا از آن شعارها عقبنشینى کردیم و کوتاه آمدیم، به دشمن میدان دادیم، ضعف
پیدا کردیم، عقبگرد پیدا کردیم، عزت به دست نیامده است، دشمن جرىتر شده است، پیشتر
آمده است؛ از لحاظ مادى هم ضرر کردیم. 20/6/1388
این خطاست که بعضى خیال کنند علاج مشکلات کشور - چه مشکلات
اقتصادى، چه مشکلات اجتماعى، چه مشکلات سیاسى - این است که انسان در مقابل دشمن مستکبر
سلاح را بیندازد؛ دشمن مستکبر همین را میخواهد. 20/6/1388
پس نکته این است که باید همه مراقب باشیم که نظام جمهورى اسلامى
- که نظام اسلامى است، نظام دینى است، مفتخر به این است که در قالب احکام دین و اسلام
و قرآن میخواهد حرکت کند - تبدیل نشود به یک نظام بىاعتقاد به دین؛ به قول آقایان،
یک نظام سکولار؛ باطن سکولار، ظاهر دینى؛ باطن مجذوب به فرهنگ غربى و قدرتهاى مسلط
بر آن فرهنگ، و ظاهر شعائر دینى و مسائل دینىِ دمدستى؛ اینجورى نشود. 20/6/1388
جمهورى اسلامىِ به معناى حقیقى - یعنى همان جمهورى اسلامى که
امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) براى ما پایهگذارى کرد و به کشور ما هدیه داد - میتواند
همین خصوصیات را تأمین کند؛ اقتدار بینالمللى را، اقتدار سیاسى را، عزت را، رفاه دنیا
و آبادى معنوى آخرت را. 20/6/1388
*اما مراقب باشید یک نظام جمهورى اسلامى تقلبى
نخواهند براى ما درست کنند؛ کارى که در ده سال گذشته هم بعضاً حرکاتى انجام گرفت، اما
خداى متعال مهار کرد؛ مردم بیدار بودند، هشیار بودند، اجازه ندادند. 20/6/1388
میخواستند کارهائى بکنند، شعارهاى
امام را به موزه بسپرند؛ صریحاً میگفتند که اینها کهنه شده! نه، شعارهاى انقلاب کهنه
شدنى نیست؛ همیشه تازه است، همیشه براى آحاد مردم جذاب است. 20/6/1388
وقتى دشمن براى اینکه این انتخابات را، این حضور عظیم
را، این پیروزى بزرگ سیاسى را خراب بکند، به شایعهافکنى، به تهمتزنى، به ایجاد اغتشاش
در گوشهاى از کشور دست میزند، مىبینیم نگران شدند؛ ملتها نگران میشوند؛ در لبنان،
در پاکستان، در افغانستان، در مناطق گوناگون، هر جا شیعه هست، هر جا مسلمان مخلصى هست،
مىبینیم از وضع کشور نگران میشوند. این نشان دهندهى حضور زندهى تفکر جمهورى اسلامى
در دنیاى اسلام است. 15/7/1388
جمهورى اسلامى دو جزء دارد: جمهورى است، یعنى مردمى است؛ اسلامى است، یعنى بر
پایهى ارزشهاى الهى و شریعت الهى است.
مردمى است، یعنى مردم در تشکیل این نظام، در بر روى کار آوردن مسئولان این نظام نقش
دارند، پس مردم احساس مسئولیت میکنند؛ مردم برکنار نیستند. مردمى است، یعنى مسئولان
نظام از مردم و نزدیک به مردم باشند، خوى اشرافیگرى، خوى جدائى از مردم، خوى بىاعتنائى
و تحقیر مردم در آنها نباشد. 15/7/1388
*ملت ما قرنهاى متمادى خوى اشرافیگرى را، استبداد
و دیکتاتورى را در حاکمان نابحقِ این کشور تجربه کرده و دوران جمهورى اسلامى دیگر نمیتواند
اینجور باشد. دوران جمهورى اسلامى یعنى دوران حاکمیت آن کسانى که از مردمند، با مردمند،
منتخب مردمند، در کنار مردمند، رفتارشان شبیه رفتار مردم است. این، معناى مردمى است.
مردمى است، یعنى باید به عقاید مردم، به حیثیت مردم، به هویت مردم، به شخصیت مردم،
به کرامت مردم اهمیت گذاشته بشود. اینها مردمى است.
15/7/1388
با تشکراز رحیل عزیز